گیاهان دارویی
وبلاگ من
نویسنـــدگان :
پژمان (466)
موضــــوع ها :
عمومی (93)
گیاهان دارویی (20)
معرفی رشته گیاهان دارویی و معطر (7)
خلاصه ای از خانواده گیاهان دارویی و اثرات آنها (1)
مطالب ارسالی توسط دوستان (22)
گیاهان دارویی و پزشکی (43)
مقالات گیاهان دارویی (280)
آرشیـــو :
آبان 1387 (6)
شهریور 1387 (33)
مرداد 1387 (115)
خرداد 1387 (40)
فروردین 1387 (126)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (2)
دی 1386 (1)
آذر 1386 (11)
آبان 1386 (16)
مهر 1386 (7)
شهریور 1386 (9)
مرداد 1386 (13)
بهمن 1385 (10)
دی 1385 (2)
آذر 1385 (37)
آبان 1385 (1)
شهریور 1385 (8)
تیر 1385 (1)
فروردین 1385 (21)
لینكدونی :
آرشیو لینكدونی
لینكستان :
نارون
کشاورزی
اسرار خوراکیها
کشاورزی خواف
کارشناسی ارشد زراعت
هایسان
پرورش گل و گیاه
داروی طبیعت
گیاه درمانی
مدیریت کشاورزی
گیاهان دارویی و معطر ایران
گیاهان سحر آمیز
شرکت زردبند
.: چهارراه :.
سایت جلال عباسیان ( آکش )
شبكه تحقیقات گیاهان دارویی
گیاه پزشکی و مهندسی کشاورزی
تکنولوژی تولیدات دامی
آموزشگاه کشاورزی سبز ایران
گیاهان دارویی دانشگاه آزاد واحد جویبار
جسنجو :
خبرنامه :
نظر سنجی :
امروز : پنجشنبه 14 آذر 1387
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
مدرهای گیاهی
دكتر فراز مجاب
دانشكده داروسازی علوم پزشكی شهید بهشتی
مردها ( دیورتیك ها ) ، از جمله رایج ترین داروها در كشورهای مختلف هستند. علاوه بر مصرف گسترده مدرهای شیمیایی ،مدرهای طبیعی هم نقش مهمی در خود درمانی پر فشاری خون ادم وناراحتی های قاعدگی دارند. مثلا چای یك منبع طبیعی ارزان است كه به خاطر موثر بودن و بی خطری ، مصرف زیادی به عنوان یك مدر گیاهی دارد.
اكثر گیاهانی كه در عطاری ها و سایر فروشگاه ها به عنوان مدر به فروش می رسند ، اگر به درستی شناسایی شده باشند سمی نیستند ،با این حال عمده آن ها اثر بالینی اثبات شده ای ندارند و از كافئین هم موثرتر نیستند. شواهد علمی در مورد مقدار مصرف اغلب این گیاهان به عنوان مدر وجود دارد. این حقیقت كه برخی از این گیاهان ، قرن هاست در طب گیاهی مصرف می شوند ، كارآیی شان را الزاما تایید نمی كند ، بلكه بیشتر پیشنهاد می كند كه آن ها دارای حیطه وسیعی از بی خطری نسبی اند و مصرفشان ( در حد متعارف ) معمولا منجر به مسمومیت نمی شود (1).
گیاهان زیادی به عنوان فرآورده های مدر در سراسر دنیا استفاده می شوند ، با این حال ، موارد مصرف صحیح آن ها اغلب متفاوت است : كمك به دفع سنگ های ادراری ، نفریت ،سیستیت ، رفع مواردی از احتباس ادرار ، آسیت ها ، بیماری های لمفاتیك و پر فشاری خون ، ادم وخیز شدید. از این دیورتیك ها در درمان یا بهتر است گفته شود ، تسكین درد شدید ناشی از سنگ كلیه و مثانه هم استفاده می گردد ، در این موارد معمولا یك مدر گیاهی در یك دوره كوتاه و به مقدار زیاد استفاده می شود. برخی مسهل های گیاهی هم اثر مدری دارند ( مانند گیاهان سنا ، روبارب و … ) مشاهده شده كه مشتقات آنتراكینونی ( كه در گیاهان فوق وجود دارند ) ، از طریق مهار ATPase در مدولای كلیه دیورز را تحریك می كنند. پس از این مواد می توان در تسكین علایم آسیت در ناراحتی پیشرفته كبدی ،استفاده كرد.
شواهدی وجود دارد حاكی از آن كه مدرهای معوملی مختلف در حیوانات تحت تجربه اثر مدری دارند ، ولی تنها در دوزهای بالا ( 4 0 ml/mg و یا 1g/kg ) ، یعنی حدی كه بسیار خارج از هر گونه دامنه درمانی است. اثر مدری تجربی گل قاصدك ، كاهوی وحشی و تعدادی از اعضایی خانواده دم اسبیان در دوزهای مختلف در حیوانات مشاهده شده است. اثر مدری ( شامل ترشح سدیم در ادرار ) طی مطالعات تجربی با چند گیاه مشاهده شده ، ولی مطالعه چند گیاه مدر دیگر، هیچ اثری را نشان نداده است. با همه این ها ، تجربه با چند فرآورده گیاهی ،اثر اتفاقی مدری را به پزشكان نشان داده و این معمول ترین واكنش به درمان بیماران گزارش شده است. یك نتیجه می تواند این باشد كه پاسخ به اثر مدری متغیر بوده و شاید به پذیرش هر بیمار بر می گردد (1).
كلا دو نوع مدر را می توان تصور نمود ، یكی مدرهایی مایی (aquaretics) ( كه منظور مدرهایی اند كه باعث دفع آب از بدن می شوند ). ظاهرا این مواد از طریق افزایش جریان خون كلیه اثر می كند. بیشتر مدرهای گیاهی در طب سنتی از این گروهند. بنابراین این ها به آسانی با دیورتیك های مدرن و جدید قابل مقایسه نیستند. در مورد گیاهان مدر ، نشان داده شده كه نسبت مقدار پتاسیم آن ها به سدیم بالاست. این نسبت در مورد غذاها به طور متوسط 2 به 1 و در مورد گیاهانی مانند گزنه ، دم اسب ، آقطی غان ، لوبیا و زیرفون ( خصوصا در حالت دم كرده ) بیشتر از 150 به 1 می باشد. البته مسكل است كه با داده های موجود ،اثر هر گونه ماده مدر را به مقدار پتاسیم بالای آن ها نسبت دهیم ، ولی به نظر می رسد كه این پتاسیم بالا در امر دیورز مناسب باشند (2).
گروه دوم مدرهای تصفیه كننده (diuretic depuratives) می باشند كه با مفهوم عمومی دیورتیك در طب گیاهی غربی بیشتر قابل مقایسه اند و به نظر می رسد كه این مواد باعث دفع آب و برخی متابولیت ها و مواد زاید می شوند.
دیورز اسموتیك (Osmotic diuresis)
اصل دیورز اسموتیك در اواخر قرن نوزدهم مطرح شد و محققین به تاثیر مواد محلول در ادرار روی جریان ادراری پی بردند. مانیتول یك مدر اسموتیك است كه در اصل از گیاهان به دست آمده و به صورت تزریق وریدی در نارساییی اولیگوریك حاد كلیه ها استفاده می شود.
وجود مانیتول در تعدادی از گیاهان مدر مانند Agropyron repens گزارش شده است با این حال جذب اب از دیواره روده بسیار محدود می باشد و به نظر نمی آید نقش تعیین كننده و مهم یدر اثر دیورتیك گیاه فوق داشته باشد.
تعدادی از مولكول های قندی مشابه برای اثر مدری تعدادی از فرآورده های گیاهی و نیز میوه ها و سبزیجات در نظر گرفته شده اند ، مانند اینولین. در مورد اجزای موجود در گیاهان كه روی كلیه اثر می گذارند ،اطلاعات كاملی در دست نیست ، گرچه فقط چند مورد بسیار اندك وجود دارد كه مصرف گیاهان مدر ، منجر به سمیت كلیوی واقعی شده است ، با این حال احتیاط عمومی در استفاده از این گیاهان ، خصوصا در مواردی كه كلیه ها دچار آسیب هم شده باشند ، لازم است.
استفاده از گیاهان مدر در دیابت و نارسایی كلیه نامناسب بوده وحتی ممكن است خطرناك باشد.
درمان سنتی بیماری آرتریت هم با استفاده از گیاهان مدر انجام می شده است. مطالعات انجام شده ، پیشنهاد می كند كه این مواد روی افزایش دفع متابولیك مواد زاید اسیدی مانند اسید اوریك كه با ارتریت نقرسی مرتبط اند ، اثر می كنند. ولی توضیح واقعی كارآیی گیاهان مدری مانند دانه گرفس و برگ گزنه در درمان بیماری های آرتریتی ،ممكن است به همین سادگی نباشد. از مدرها در درمان بیماری های التهابی دیگر هم استفاده می شده ، برخی از این بیماری ها ،همراه با احتباس مایعات بوده كه كاربرد سنتی مدرها را توجیه می كند. درمان های سر وقت احتمالا مناسب ترند ، مثلا صبح ها یا موقع ظهر و این خصوصا در درمان بی اختیاری شبانه ادرار ، ثابت شده است.
مدرهای گیاهی ممكن است در موارد زیر هم كاربرد داشته باشد :
بعضی بیماری های التهابی مزمن ، همراه با احتباس مایعات
سندرم پیش از قاعدگیPMS ) ( .
یكی از موارد مصرف گیاهان مدر ، سنگ های ادراری است. به نظر می آید كه برخی گیاهان ، مانند دانه جعفری و كرفسس و برگ گزنه و غان ، با افزایش ادرار ، دفع اورات ها را تسریع می كنند. اثر گیاهان شاه پسند ،گل قاصدك ، دم اسب ، علف خررس ، بابا آدم سیلن ، به صورت تجربی روی سنگ های ادراری ( سیتراتوری ، كالسیتوری ، فسفاتوری ) PH ادرار و دیورز بررسی شده است. در این موارد معمولا دم كرده گیاهی را به عنوان جانشین مصرف چای معمولی توصیه می كنند (2).
در طب گیاهی قدیم ایران از تعدادی از گیاهان به عنوان مدر استفاده می شده است و مصرف آن ه كم و بیش همچنان هم ادامه دارد (3). از ریشه های مدر به موارد زیر می توان اشاره كرد : گل قاصدك ، ایریسا ، روناس ،شقاقل ، هلیون ، انجدان رومی ،صابونی ، مرغ ، ترب سیاه.
انواع هوایی گیاهان زیر نیز به عنوان مدر مصرف داشته اند و دارند : پر سیاوش ، دم اسب ، كاسسنی ، بادرنجبویه ، مرزنجوش ، بومادران ، انگشت عروس. گل های آقطی ،بهار نارنج ، سرخ ولیك ، زیرفون ، نیلوفر ، ختمی و باوبنه و نیز كاكل ذرت اثر مدری دارند ، احتمالا تركیبات فلاونوئیدی موجود در آن ها مسؤول اثر مدری شان می باشد. به گیاهان اخیر باید گل های پنیرك ، هوفاریقون ، همیشه بهار ، گل گندم و بنفشه را هم افزود. از برگ گیاهان مرد به انگور ، خاش (راج) ، ترخون ، بارهنگ ، گاوزبان ، به لیمو ، شلغم و نعنا باید اشاره كرد (3).
در طب سنتی ،یك نظریه مهم این بوده كه برخی بیماری ها و ناراحتی ها ، به وسیله عدم تعادل در مواد بدن به وجود می آیند وگیاهان مدر به میزان زیادی بای كمك به حذف مواد اضافی مصرف می شده اند. گاهی برای این گیاهان اصطلاح تصفیه كننده خون هم استفاده می شده است. در سال های اخیر از دیورتیك های گیاهی ، بیشتر برای مصارفی مانند تسكین علامتی PMS ( نشانگان پیش قاعدگی ) و به عنوان لاغر كننده استفاده شده است. PMS ، اغلب در ارتباط با احتباس ماییعات است كه توسط مدرها تسكین می یابد. كاهش وزن به دنبال مصرف یك مدر ـ از این طریق كه می تواند مقدار زیادی آب بدن را كم كند ـ سریعا رخ می دهد كه البته تصور كاذبی در مورد كاهش وزن برای مصرف كننده ایجاد می نماید.
چند گیاه مدر
گل قاصدك از خانواده كمپوزیته و كرفس از خانوداه چتریان (4).
از برگ ها و ریشه خشك شده گیاه قاصدك (شكل 1) ، مدت زیادی است كه در طب گیاهی استفاده میشود. میوه های كرفس ( كه گاهی دانه هم نامیده می شوند ) نیز به همین خاطر مصرف میگردد. مصرف سنتی این گیاهان به عنوان مدر ، در حال حاضر هم مورد توجه است. با این حال ، تمام آن خواص به وسیله تحقیقات علمی اثبات نشده است. گل قاصدك هم در فرانسه و هم در آلمان علاوه بر اثرات مدری اش ، به خاطر افزایش جریان صفراویی و كمك به هضم غذا استفاده می شود و به عنوان یك مسهل خفیف هم اثر می كند. این خواص توسط مطالعات فارماكولوژیك اثبات شده است. كرفس در فرآورده هایی برای تخفیف نشانه های آرتریت ، و در مقادیر كمتر به عنوان یك آرام بخش خفیف و ضد اسپاسم هم كاربرد دارد.
اجزای شیمیایی : در مورد برخی از فرآورده های گیاهی ،معمولا مشكل است كه اثرات و فعالیت های مشاهده شده را ، به یك جزء خاص و یا گروهی از اجزای مشخص ،نسبت دهیم. برگ قاصدك حاوی سزكوئی ترپن لاكتن های تلخ و نیز تری ترپنوئید می باشد. ریشه قاصدك حاوی مواد مشابه و نیز اسیدهای فنلی و مقدار زیادی پلی ساكارید اینولین است. جالب تر از همه ، حضور مقدار زیادی یون پتاسیم در برگ و ریشه قاصدك است كه احتمالا هیپوكالمی ( كه یك اثر جانبی معمول برخی مدرهاست ) را كاهش می دهد.
میوه كرفس حاوی مخلوطی از مونو ـ و سزكویی ترپن ها در اسانس اش است كه همراه آن ها ، فتالیدها هم وجود دارند. فتالیدها مسوول بوی خاص كرفس هستند. در كرفس مخلوطی از فورانوكومارین ها و گلیكوزیدهایشان ، و هم چنین مقادیر قابل توجهی فلاونوئید و اسیدهای فنلی وجود دارد.
اثرات : علی رغم مخلوط پیچیده مواد شیمیایی موجود در هر یك از این دو گیاه ، برخی پیشرفت ها در تحقیقات فارماكولوژیك مواد موجود حاصل شده است.
اثر دیورتیك گل قاصدك با استفاده از مدل های حیوانی تایید شده است ، ولی تركیبات مسوول این اثر مشخص نشده اند.مشخص شده كه سزكویی ترپن لاكتن ها نقش مهمی دارند ، با این حال مقدار زیاد یون های پتاسیم و اینولین نیز می تواند دخالت واضحی داشته باشد. معلوم شده كه افزایش ترشحات صفراوی گل قاصدك توسط سزكویی ترپن لاكتن های آن انجام می شود.
خواص آرام بخش كرفس بیشتر از اثر مدری آن مطالعه شده است. نشان داده شده كه فتالیدها اثرات دیورتیك ، ضد اسپاسم و ضد تشنج دارند. اسانس تام كرفس هم اثرات مشابهی نشان داده و احتمالا با تحریك بافت اپی تلیال كلیه ها ، ممكن است باعث دیورز نقش دارند ، زیرا مشخص شده كه برخی آنزیم های كلیه را كه در بازجذب آب دخالت دارند ، مهار می نمایند.
مقدار مصرف : دو گیاه مذكور معمولا به دو صورت پودر گیاهی و یا دم كرده مصرف می شوند. دوز دوزانه گل قاصدك 4 تا 10 گرك برگ و 3 تا 5 گرم ریشه ، و در مورد كرفس ، 5/0 تا 3 گرم میوه خشك می باشد.
موارد احتیاط و عدم مصرف : دیورتیك های گیاهی احتمالا اثر سایر داروهای مدر كه بیمار ممكن است مصرف كند را ، تشدید می كنند و این ممكن است منجر به افت فشار خون ،هیپوكالمی و سایر علایم شدید دیورز شود. گل قاصدك نباید درافرادی كه دچار انسداد مجاری صفراوی اند ، مصرف شود. به جز این ،هیچ عارضه جانبی یا تداخل با این گیاه گزارش نشده است. تماس مكرر با گیاه تازه ، ممكن است منجر به درماتیت تماسی شود و این اتفاق با گیاه خشك هم ممكن می باشد. كرفس در افرادی كه دچار التهاب یا ناراحتی كلیه اند ،و نیز در بارداری نباید مصرف شود. فورانوكومارین های موجود ممكن است در بعضی افراد ایجاد فوتودرماتیت كنند و واكنش های حساسیتی نیز از كرفس مشاهده شده است (4).
ژونی پر
با نام علمی (Juniperus communis) و با اسامی محلی پیرو ، اریز ( شكل 2).
میوه های این گیاه حایو حداقل 1 درصد اسانس اند ، اسانس فوق عمدتا حاوی هیدروكربنن های ترپنی می باشد. مواد فلاونی ، تانن قند و رزین هم در میوه هایی این گیاه گزارش شده است.
اثر مدری ایین گیاه را عمدتا به حضور ترپینن ـ 4ـ اول نسبت می دهند كه منجر به افزایش جریان خون در كلیه می شود. این ماده در حقیقت سرعت فیلتراسیون گلومرولی را افزایش داده و متعاقبا تشكیل ادرار را افزایش می دهد.
بر اساس یافته های توكسیكولوژیك ، اسانس میوه های ژونی پر كه به وسیله تقطیر با بخار آب به دست می آید ، اثرات محرك وجراحت زا روی كلیه دارد. احتمال دارد اثر مدری اصلا به خاطر این اسیب گلومرولی باشد. بررسی منابع نشان می دهد كه در طب سنتی كشورهای مختلف كه از این گیاه به عنوان مدر استفاده می كرده اند ، به اثر سمیت كلیوی فوق ، هرگز اشاره نشده و به نظر می آید كه چندان معتبر و مستند نیست. شاید به این دلیل كه آسیب فوق ، در مصرف حداكثر و دوزهای بالا و در انواع مشخصی از حیوانات آزمایشگاهی مشاهده می شود. محققین حتی نتیجه گرفته اند كه این آسیب كلیوی احتمالا به خاطر خود اسانس ژونی پر نبوده ، بلكه به خاطر ناخالصی های آن و شاید وجود اسنس تربانتین همراه با اسانس ژونی پر بوده است.
هیچ گونه اثر سمیت كلیوی مربوط به اسانس میوه های ژونی پر در نوشتجات بالینی یا در تحقیقات جدیدتر خصوصا در دوزهای درمانی مشاهده نشده است. با این حال ، مصرف میوه های این گیاه ، در نارسایی مزمن كلیه ، و به خاطر اثر مسقط جنین اش ، در بارداری نیز ممنوع است.
مقدار وموارد مصرف : كمیسیون گیاه درمانی آلمان ، مورد مصرف میوه های ژونی پر را ، “ درمان دیورتیك بیماری ها التهابی لوله های ادراری افران ” اعلام كرده است.ایین میوه ها به صورت خرد شده به مقدار یك قاشق چایخوری به صورت دم كرده مصرف می گردند. این میوه ها در گذشته برای آرتروز مزمن ، نقرس مزمن ، و انواع فراوانی از گرفتاری هایی مفصلی و عضلانی هم مصرف می شده اند.
گفته می شود كه این گیاه متعلق به خانواده چتریان ، اصلا بومی اروپای جنوبی بوده است . اندامی از گیاه كه اثر دارویی دارد ، ریشه های خشك شده انست كه حاویی اسانس و مشتقات كومارینی است. اسانس آن ، اثر اسپاسمولیتیكی روی عضلات صاف نشان داده است.
ریشه انجدان یك مدر گیاهی یاست كه هم به صورت منفرد و هم به صورت جزء اصلی برخی از مخلوط های دم كردنی دییورتیك مصرف می شود (5).
جعفری
جعفری نه تنها گیاهی است كه به میزان زیادی به عنوان ادویه استفاده می شود ، بلكه یك گیاه
دارویی مهم نیز هست. جعفری هم یك گیاه از خانوداه چتریان است كه از زمان دور كشت و مصرف می شده و برگ و ریشه خشك شده آن مصرف دارویی دارند. جعفری حاوی اسانسی است كه میریستی سین و آپیول ، مواد عمده آنند. در گیاه ، ترپن هاو فلاونوئیدها هم گزارش شده اند. اسانس جعفری سمی آپیول ماده عمده اش می باشد. آپیول خاصیت مسقط جنین داشته و باعث آسیب های عصبی می گردد.پلی نوریت شدید با فلج متقارن در دست ها و پاها ، بعد از یك دوره مصرف20 روزه مشاهده شده كه بعد از حدود 1 تا 2 سال خود بخود بهبود یافته است.
جعفری یك مدر قوی است و می تواند در همه افراد ، هنگامی كه تحریك شدید و قوی ترشحات ادراری مورد نظر باشد ، تجویز شود. یك مورد آنوری كامل به خاطر مسمومیت از جیوه گزارش شده بعد از تجویز یك فنجان پر ، دم كرده جعفری كاملا درمان گردیده و این اثر مدری شدید جعفری را نشان می دهد. عرق جعفری هم از قدیم مورد توجه و استفاده بوده و میی تواند به صورت منفرد یا مخلوط با سایر مدرها مصرف گردد.
مرغ
این گیاه ییكی از معمولترین علف هاست. مرغ حاوی ساپونیین بوده و یك مدر ساپونینی تلقی می شود كه می تواند در فرآورده های تركیبی به كار رود. از ریشه ها و ریزوم های مرغ اسستفاده می شود. ماده عمده آن اسانس ، ساپونین ، موسیلاژ و پلی ساكارید است. اثر مدری اش خیلی شدید نیست و در بیماری های التهابی كانال های افران ادراری و سنگ مثانه و كلیه استفاده می شود.
انگشت عروس ( خارخر)
با ننام علمی Ononis spinosa (شكل 4 ) این گیاه از خانوده نخودیان است و ارتفاع ان به 5/0 متر می رسد . ریشه آن مصرف دارویی داشته و حاوی فلاونوئید ، ایزوفلانوئید و اسانس است. اثر مدری آن ثابت شده بسیار قوی نیست و كمتر از جعفری و ژونی پر می باشد. بنابراین از آن به عنوان جزیی از مخلوط دم كردنی ها و داروهای تركیبی استفاده می گردد.
دم اسب ( شكل 5)
این گیاه دارای سیلیكای زیادی است. سیلیكات حلالیت بالایی در اب دارند و به حالت كلوئیدی در می آیند.دم اسب در یك مقدار محدود می تواند به عنوان مدر مطرح باشد ، ولی به نظر نمی آید اثر مدری آن در ارتباط با اسید سیلیسیك باشد. ساپونین های آن هم نم یتوانند باعث اثر مدری
باشند ، زیا كه این دارو حاوی مقدار قابل ملاحظه ای از ساپونین ها نیست. به همین جهت اثر مدری بالقوه دم اسب باید به طور مناسبی ارزیابی شود. علاوه بر اثر مدری آن كه به طور وسیعی مورد بحث است ، دم اسب یك محرك متابولیزم هم هست كه اثر مهم تری محسوب می شود. فایده عمده درمانی آن افزایش مقاومت بافت هم بند است. این مطلب كه بافت هم بند در بیماری هایی روماتوئیدی مورد توجه و اهمیت می باشد ، شاید موثر بودن دم اسب را در این بیمارری و اثر مدری اش را تا حدی توجیه كند (5).
كاكل ذرت ـ دم گیلاس ( و آلبالو )
كاكل ذرت در واقع خامه های تخمدان گیاه ذرت یا بلال از خانوده گندمیان است كه به عنوان یك مدر قوی و ضد عفونی كننده مجاری ادراری مصرف دارد. دم گیلاس و دو آلبالو عبارت از دم میوه های مدر و سنگ شكن مصرف دارد. اثر مدری این سه گیاه را به فلاونوئیدهای آن نسبت می دهند (3).
نكات توصیه شده برای داروسازان
در بین گیاهان ذكر شده ، گل قاصدك به خاطر آن كه اثرات سمی اثبات شده ای نداشته و پتاسیم از دست رفته را جایگزین می كند ، احتمالا دیورتیك ترجیحی است.
داروسازان باید از وجود گیاه دیورتیك در برخی فرآروده ها كه به عنوان تصفیه كننده خون ، لاغر كننده ، درمان دردهای روماتیسمی ، تسكین برخی علایم سندروم پیش قاعدگی و بعضی از حالت های دیگر است ، مطلع و آگاه باشند.
تداخل مدرهای گیاهی با مدرهای شیمیایی مرسوم ممكن است منجر به اثر دیورتیك شدیدی شود.
گیاهان (كلا) در برخی افراد ، ایجاد حساسیت می كنند. كرفس ممكن است در بعضی اشخا
1. DerMardersian A.The Review of Natural products
2. Mills S.Bone K. Principles and practice of phytotherapy.
3. امین غ. گیاهان دارویی سنتی ایران ( جلد اول ). تهران . معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و درمان . 1370.
4. Houghton p. Herbal product 9. Bearberry Dandelion and celery. Pharm. J. 1995 ; 255 – 273.
طب سنتی در ایل بزرگ قشقایی
كشور پهناور ایران وارث دو میراث گرانقدر است یكی میراث ارزشمند تنوع زیستی و دیگری گنجینه گرانقدر طب سنتی. تنوع زیستی یا ثروت زیست شناختی به عنوان پشتوانه حیات انسانها، محصول میلیونها سال تكامل است و به عنوان میراث مادی باید حفظ گردد.گنجینه ارزشمند طب سنتی بومی به عنوان میراث فرهنگی و معنوی و دانش نانوشته مردم این سرزمین كه ارتباط تنگاتنگ و جدایی ناپذیر بین انسان و طبیعت است باید در كنار آن حفظ و مورد استفاده علمی قرار گیرد. در واقع این دو میراث (مادی و معنوی) مكمل هم بوده و استفاده از دانش طبِ سنتی بومی میتواند كمك قابل توجهی به بهرهبرداری از ذخایر ارزشمند ثروت زیست شناختی نماید و حفظ میراث زیستی میتواند به بقاء و بررسی جنبههای علمی طب سنتی كمك كند.در این راستاجهت شناسایی، ثبت ومكتوب نمودن دانش نانوشته ارزشمند طب سنتی در میان عشایرایل قشقایی طرح تحقیقاتی-- بررسی طب سنتی ایل قشقایی،، به مدت دو سال درمیان عشایر این ایل اجرا گردید .
واژههای كلیدی: ایل قشقایی، عشایر
مقدمه
استفاده از سَرنخهایی كه دانش طب سنتی مردم بومی در زمینه داروها بدست میدهد مسیر گذار از موجودات وحشی به محصولات تجاری را بسیار كوتاه میكند . این نكته قابل توجهی است كه حدود 74% از تركیبهای دارویی خالص كه در هر جایی از جهان مصرف میشود بر اساس رهنمودهای طب سنتی بدست آمده است. با توجه به این كه زندگی مردم طی نسلها وابسته به این (مجموعه طب سنتی) بوده است، بنابراین بخش عمدهای آن مطمئن وقابل اتكاء است، روشهای استخراج، مقدار ونوع مصرف به دفعات بیشمار از طریق آزمون و خطا تعیین شده است، اما متأسفانه درجریان آوارگی قبایل از سرزمین مادری خود و درهم ریختن ساختار ایلی وعشیرهگری و مهاجرت آنها به شهرها، این دانش ماقَبلِ سواد نیز هم چون بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری مربوطهاش در حال از بین رفتن است، وقتی آنها كار و كسب تازهای یاد میگیرند، شیوة زندگی گذشته را از یاد میبرند، فرهنگ خویش را در این زمینه از دست میدهند و بسیاری از اطلاعات این دانش نانوشته كه حاصل تجارب جامعة بشری در طول قرنهای متمادی است برای همیشه به دست فراموشی سپرده میشود، آن گونه كه-همپاته با- میگوید -در آفریقا وقتی كه پیری میمیرد گویی كتابخانهای از میانرفته است-. به هر حال در این تحقیق مبادرت به جمعآوری،ثبت،ضبط و بهرهگیری از دانش ارزشمند طب سنتی در میان عشایر ایل بزرگ قشقایی گردید. این ایل دارای دومیلیون نفر جمعیت و از نظر ساختار ایلی از 12طایفه كوچك وبزرگ تشكیل شده است و زبان آنها تركی است،عشایر این ایل از ده قرن قبل در جنوب و جنوب غرب ایران در استانهای فارس، كهگیلویه بویراحمد، اصفهان، چهارمهال بختیاری و بوشهر به صورت كوچ نشینی زندگی میكنند. شیوه معیشتی، شرایط و محیط زندگی،عدم دسترسی به پزشك و مراكز درمانی درغنای طب سنتی این ایل بزرگ تأثیر به سزایی داشته است.
برای انجام تحقیق ابتدا مبادرت به تهیه اطلاعات و منابع نوشتاری لازم درخصوص ایل قشقایی گردید. بعد اقدام به تهیه پرسشنامه استاندارد و تعیین موقعیت ییلاق و قشلاق این ایل بر روی نقشه توپوگرافی250000/1 گردید، ششمنطقه در ییلاق و قشلاق این ایل به صورت تصادفی انتخاب گردید، این مناطق شامل دومنطقه پادنا وشهید در استان اصفهان، فیروزآباد و كوار در استان فارس وگچساران ودنا دراستان كهگیلویه وبویراحمد بود.تحقیقات دراین مناطق به دو روش پرسشنامه و گفتگوی دو یا چند طرفه صورت گرفت و اطلاعات فراوانی جمعآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر غنای طب سنتی در میان عشایر قشقایی است.یافتههای حاصل از این تحقیق نشان داد كه 83% از افراد مورد مطالعه در درمان تعداد زیادی از بیماریهای خود از گیاهان دارویی استفاده میكنند ومعتقدند كه داروهای گیاهی نسبت به داروهای شیمیایی ارزان تر و از نظر عدم ایجاد عوارض جنبی برتری دارند.بیش از 275 گونه گیاهی در طب سنتی عشایر قشقایی دارای كاربرد دارویی هستند،ازمهمترین و رایجترین این گونهها میتوان انواع آویشن (Thymus spp.)،بابونه(Anthemis persica)، برنجاسف (Achillea wilhelmsii)،درمنه(Artemisia persica)، حَلبه (Teucrium polium)، گاوزبان (Anchusa italica)، زرشك (Berberis integrrima)، سیاه دانه (Nigella sativa)، شیرینبیان (Glycyrrhiza glabra)، رازیانه (Foeniculum vulgare)، انغوزه (Ferula assa-foetida) و - را نام برد. همچنین عشایر مورد بحث برای درمان بیماریهایی نظیر سرماخوردگی، دردهای عضلانی، اسهال، چربی خون، سردرد، سنگكلیه و ناراحتیهای مجاری ادراری، نفخ شكم، دل درد، بیماریای پوستی و- معمولاً از گیاهان دارویی استفاده میكنند.گیاهانی نظیر بابونه (Anthemis persica)، زعفران (Crocus sativa)، چویل (Ferulago angulata)،شوید (Anethum graveolens)، سیر (Allium sativa)، لیزك (Allium sp.)، آویشن (Thymus daenensis)، پونهكوهی (Mentha longifolia) و را به عنوان گیاهان ادویهای و برگ بید (Salix excelsa)، برگ بنه (Pistacia atlantica)، برگ كنار(Ziziphus spina -chirsti)، پوست زرشك (Berberis integrrima) و- را به عنوان گیاهان رنگزا و از گیاهانی نظیر ختمی (Alcea officinalis)، برگ كُنار (Z.spina chirsti)، برگ مورد (Myrtus communis) و- را به عنوان شوینده، گیاهانی نظیر خوشك (Daphne mucronata)، ختمی (A.officinalis)، مرورشك (Salvia sclarea)و- را برای دفع حشرات و موجودات موذی بكار میبرند. از اسفند (Peganum harmala)، حنظل (Citrullus colocyanthis)، تنباكو (Nicotiana tabacum) و آهك برای از بین بردن انگلهای داخلی و خارجی دام و برای دفع كرم و انگل در انسان از دانه حنظل (Citrullus colocyanthis)، لیموترش (Citrus media)،دانه كور (Capparis spinosa) استفاده میشود. ریشه كاسنی (Cichorium intybus) و - برای درمان چربی خون، كاكل ذرت(Zea mays)، گل محمدی (Rosa damascena) و چینهدان كبك در درمان سنگ كلیه بكار میرود، از زعفران، روغن خرس، روغن بادام كوهی (Amygdalus scoparia)، آویشن، گاوزبان وبابونه برای درمان ناراحتیهای قلبی استفاده میكنند.در این مناطق از اعضاء حیواناتی نظیر تیهو، كبك، خرس، روباه، گرگو - استفاده درمانی بعمل میآید.از شیرابه انجیر (Ficus carica) و مایع درون شیردان بزغاله برای تبدیل شیر به پنیر استفاده میكنند.
به این وسیله از جناب آقای مهندس هاشمی ریاست وقت سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان اصفهان و آقای مهندس ضیایی، خانم صدیقه نصیری، تاباننصیری، اشكان محمدی، فاطمه ناصری و پرویننیساریان كه در انجام این تحقیق مرا یاری نمودهاند تشكر میگردد.
The Investigation of the traditional medicine in the QashqaieTrib
Azizolah Jafari Kokhedan
Faculty of Agriculture, University of yasuj
Abstract:
The vast country of Iran inherits two precious legacies,one is valuable Biodiversity heritage, and the other is valuable treasure of traditional medicine.Bidiversity or Biological wealth as a support to human life is the result of millions of years evolution which must be presented as valuable heritage.The valuable native traditional medicine as acultural and intellectual heritage and unwritten knowlege of the people of this region which is the narrow and unsperatable eveolatin between human and the nature must he preserved and protected along with it.Indeed these two material and intellectual Legacies which are Cemplementany to each other and using methods of native traditional medicine could give considerable assistance to productivity of valuable treasure of biological weath.In other to recognition registration and recording of valuable traditional and knowledge among the tribal Qashqaie people a research design on traditional medicine of Qashqaie tribe was among these tribal in a period of two years.
Keywords: traditional medicine
مبانی نظری طب اسلامی
این هم به پزشکی مربوط هست.
طب اسلامی یکی از مکاتب طبی دیرپا و کل نگر می باشد که از روزگاران کهن در پیشگیری و معالجه بیماری های گوناگون نقشی بنیادین داشته است. مکتب مذکور به طور کلی به دو بخش نظری و عملی تقسیم می گردد كه هر یك دربردارنده برخی مبانی نظری هستند. در مقاله حاضر به بررسی مبانی نظری طب اسلامی پرداخته می شود.
بخش نظری خود متشكل از چهار جزء زیر است:
شناخت امور طبیعی، شناخت احول بدن انسان، شناخت علل و شناخت نشانه ها .
امور طبیعی هفت چیز هستند:
الف) اركان كه چهار تا می باشند: آتش كه گرم و خشك است، هوا كه گرم و تر است، آب كه سرد و تر است و زمین كه سرد و خشك است.
ب) مزاج كه نه گونه است: معتدل (كه مشتق از تعادل به معنی تساوی عوامل نمی باشد چرا كه چنین مزاجی وجود ندارد بلكه مشتق از عدالت در تقسیم است) و غیر معتدل كه نوع اخیر خود بر دو گونه است مفرد كه بر چهار نوع گرم، سرد، خشك و تر تقسیم می گردد.
و مركب كه آن نیز شامل چهار نوع گرم و خشك، گرم و تر، سرد و خشك و سرد و تر می باشد.
ج) اخلاط كه چهار نوع بوده و بر حسب برتری عبارتند از: خون كه بهترین اخلاط است و گرم و تر بوده عهده دار تغذیه بدن است. خون طبیعی سرخ رنگ، فاقد بوی نامطبوع، دارای قوام معتدل و مزه شیرین می باشد.
خون غیر طبیعی از لحاظ رنگ، بو، قوام و طعم متفاوت است.
بلغم كه از لحاظ برتری پس از خون قرار دارد، سرد و تر می باشد و هنگامی كه بدن دچار بی غذایی است به خون تبدیل می گردد. همچنین عهده دار مرطوب نمودن اندامها بوده از خشك شدن آن به دنبال حركت جلوگیری می كند. خلط مذكور در تغذیه مغز نیز نقش دارد و نوع طبیعی آن، آماده تبدیل شدن به خون می باشد.
صفرا كه از لحاظ برتری پس از بلغم قرار دارد، گرم و خشك بوده، موجب لطیف سازی خون و افزایش نفوذپذیری آن به اندامهای مختلف می گردد. خلط مذكور عهده دار تغذیه اندامهایی مانند ریه است و مقداری از آن نیز به روده ها راه یافته تفاله ها و بلغم لزج موجود در آنها را می شوید.
صفرای طبیعی سرخرنگ ، شفاف و اندكی تند است.
سودا كه از لحاظ برتری پس از صفرا قرار دارد، خشك و تر می باشد. سودا موجب غلظت و قوام خون گردیده در تغذیه اندامهایی مانند استخوان ها نقش دارد. همچنین مقداری از آن به دهانه معده رسیده ، موجب ایجاد حس گرسنگی و تحریك اشتها می گردد.
سودای طبیعی ناشی از رسوب برخی از اجزاء خون است، در صورتیكه سودای غیر طبیعی حاصل سوختن هر یك از اخلاط از جمله خود سودا می باشد.
د) اعضاء كه ممكن است مفرد و یا مركب باشند. اعضایی از قبیل استخوان، غضروف ، رباط ، عصب ، وتر، غشاء، گوشت، چربی، پیه، سرخرگها و سیاهرگ ها در شمار اعضاء مفرد بوده،
ایجاد اعضاء مركب ممكن است ناشی از اولین آمیختگی (مانند عضلات) و یا دومین (مانند چشم)، سومین (مانند صورت) و یا چهارمین آمیختگی (مانند سر) باشد.
برخی اعضای مركب كه در بقای فرد و یا نوع نقش اساسی دارند به نام اعضای رئیسه خوانده می شوند.
اعضای رئیسه دخیل در بقای فرد شامل قلب، مغز و كبد می باشند كه به ترتیب سرخرگها، عصب ها و سیاهرگها را در خدمت دارند. اعضای موثر در بقای نوع شامل قلب، مغز ، كبد و نیز بیضه ها می باشند. بیضه ها مجاری منی را در خدمت دارند.
ه) ارواح كه به معنی نوعی جسم لطیف بخاری حاصل از لطیف ترین بخشهای اخلاط است، همان گونه كه اعضا با غلیظ ترین بخشهای اخلاط حاصل می گردند. یادآور می گردد كه مقصود از ارواح، نفسی كه در كتب الهی بدان اشاره گردیده نمی باشند بلکه اجسام لطیف بخاری هستند که از بخش لطیف خلطها ایجاد می شوند، همانگونه که اندامها از بخش غلیظ خلطها به وجود می آیند. ارواح حامل قوا هستند بنابراین انواع آنها همچون انواع قوا می باشد.
و) قوا كه بر سه گونه اند:
قوای طبیعی كه عهده دار تصرف و تغییر در غذای خورده شده به منظور بقای فرد هستند و خود به چند دسته منقسم می گردند: قوه غاذیه كه در تغذیه فرد نقش دارد، قوه نامیه كه موجب ساخت و ترمیم اندامهای فرد می گردد،و قوه متصرفه كه در غذا تصرف نموده در بقای نوع نقش دارد و خود متشكل از دو قوه است: قوه مولده كه سبب ساخت جوهر منی گردیده، مصالح لازم برای ساخت هر یك از اعضاء جنین را فراهم می سازد و قوه مصوره كه باعث شكل بخشیدن و ایجاد خطوط و حفرات و دیگر ریزه كاریهای موجود در هر یك از اعضاء جنین می گردد. تصرف دو قوه مولده و مصوره در غذا موجب بقای نوع می شود.
قوای نفسانی كه شامل قوای محركه و مدركه می باشد. قوه محركه متشكل است از دو قوه شوقیه (انگیزشی) كه قوای شهوانی و غضبی را در خدمت دارد و قوه فاعله (حركتی ) كه موجب حركت عضلات ، كوتاه شدن و تر و انقباض عضو و یا باعث دراز شدن عضله، كشش وتر و شلی عضو می گردد.
قوه مدركه كه در درك ظواهر و یا امور باطنی كارآیی دارد. قوه ادراك ظواهر متشكل از حواس پنجگانه است كه در حكم جاسوس های قوه ادراك امور باطنی می باشند.
قوه ادراك كننده امور باطنی متشكل از قوای زیر است:
1)حس مشترك كه محل آن بخش پیشین بطن و قسمت جلویی مغز بوده، عهده دار درك صور محسوس توسط حواس ظاهری است.
2)خزانه خیال كه محل آن بخش پسین بطن پیشین مخ است.
3) واهمه كه محل آن بطن میانی است.
4) حافظه كه محل آن بطن پسین است.
5)متصرفه كه به دلیل آن كه مورد استخدام نفس ناطقه قرار می گیرد به نام مفكره و به دلیل آنكه مورد استخدام قوه واهمه (جهت تصور معانی جزئی) قرار می گیرد به نام متخیله نیز خوانده می شود.
6) قوه حیوانی كه اعضای بدن را جهت پذیرش قوای نفسانی آماده می سازد.
ز) افعال كه به دو نوع مفرد و مركب منقسم می گردند: افعال مفرد آنهایی هستند كه كارشان به واسطه یك قوه به انجام می رسد. جذب و دفع مثالهایی از افعال مذكور هستند. افعال مركب افعالی هستند كه به واسطه دو و یا چند قوه به نهایت می رسند، مانند عمل بلع.
بخش دوم از اجزاء بخش نظری در احوال بدن انسان
احوال بدن بر سه گونه است:
الف) تندرستی: یعنی حالتی كه عملكرد بدن طبیعی و بدون اشكال است.
ب) بیماری: عكس حالت فوق می باشد.
ج) حالت بینابینی: كه ناشی از فقدان تندرستی و بیماری است. مانند حالت سالخوردگان ، كودكان و افراد در حال نقاهت.
هر بیماری یا مركب است یا مفرد و هر بیماری مفردی ابتدا اعضاء مفرد را مبتلا نموده ، (بیماریهای سوء مزاج) سپس اعضاء مركب را درگیر می كند (بیماری های تركیب). همچنین ممكن است ابتدا هر كدام از اعضاء مفرد یا مركب را دچار نماید (بیماری های تفرق اتصال).
بیماری های سوء مزاج هشت حالت خارج از اعتدال بوده و هر یك از آنها ممكن است ساده و یا ماده دار باشند.
بیماری های تركیب چهار گونه اند: امراض خلقتی ، امراض مقداری، امراض عددی و امراض وضعی.
امراض خلقتی خود به چهار دسته تقسیم می شوند:
1) بیماریهای ناشی از وجود اختلال در شكل همانند سبدی شدن سر (هیدرومگالی) و یا گوژپشتی
2) بیماری های درگیر كننده مجاری كه ممكن است ناشی از گشاد شدن مجراها (مانند گشادگی عروق)، تنگی مجاری (مانند تنگی مجاری تنفسی) و یا مسدود شدن آنها (مانند انسداد مجاری صفراوی) باشد.
3) بیماری ها ممكن است اعضاء توخالی را مبتلا سازند، بدین ترتیب كه آنها را بزرگتر از حد عادی نماید (مانند اتساع كیسه بیضه) و یا كوچك شدن و تنگی عضو توخالی را در پی داشته باشند (مانند كوچك شدن معده) و یا به خالی شدن و پر شدن عضو (از خلط معینی) مرتبط گردند (مانند خالی شدن قلب از خون هنگام شادی های كشنده و یا پر شدن آن از خون همچون سكته)
4) بیماری ها ممكن است سطوح اعضاء را درگیر نمایند، مانند صاف شدن و از بین رفتن پرزهای رحم و معده و یا پرزدار شدن و خشن شدن نای.
امراض مقدار ممكن است ناشی از زیاد شدن و یا كم شدن باشند و هر یك از آن دو می تواند كل بدن یا بخش خاصی را گرفتار نماید. چاقی مفرط و یا لاغری مفرط مثالی از دسته اول و بزرگ شدن زبان یا كوچك شدن حدقه در شمار دسته دوم است.
امراض عددی نیز با زیادی یا كمی همراه است كه هر یك از آنها ممكن است طبیعی و یا غیر طبیعی باشد.
امراض وضع به وضعیت بدن بستگی دارد، برای مثال وقتی عضوی در اثر دررفتگی و یا به دنبال عوامل دیگر از جای خود خارج شود، یا آنكه عضوی ساكن، دارای حركت گردد (مانند رعشه) و یا عضو متحرك، ساكن شده، یا حركات آن كاهش یابد (مانند خشكی مفاصل). همچنین ممكن است حركت عضو، به عضو همسایه منتقل نشود و یا این كار به سختی صورت پذیرد.
بخش سوم از اجزاء بخش نظری طب
اسباب: سبب نخستین چیزی است كه موجب ایجاد حالت ها و یا دوام آنها در بدن انسان می شود.
سبب ممكن است جسمی نباشد، مانند گرمای خورشید یا سرمای هوا و یا خشم و ترس. اینگونه سبب ها "بادی" یا "ابتدایی" خوانده می شوند و ممكن است جسمی باشند، در این صورت هرگاه سببی بدون واسطه باعث ایجاد حالتی گردد، بدان "سبب واصل" می گویند، مانند عفونت كه سبب ایجاد تب می باشد. هرگاه سبب به واسطه فرایند دیگری موجب ایجاد حالتی خاص گردد، "سبب سابق" خوانده می شود، مانند پرخوری كه سبب بروز تبهای عفونی می گردد.
هر سببی ضروری یا غیر ضروری می باشد. هر سبب غیر ضروری یا ضد طبیعت (طبیعت انسان) است و یا ضدیتی با آن ندارد. اسباب ضروری، شش تا هستند (به آنها سته ضروریه هم می گویند).
اول: هوای محیط اطراف
دوم: خوردنی ها و آشامیدنی ها
سوم: ورزش و استراحت بدنی
چهارم: حركت و آرامش روحی
پنجم: خواب و بیداری
ششم: استفراغ و احتباس
بخش چهارم از اجزاء بخش نظری طب (نشانه ها)
نشانه ممكن است حاكی از بیماری های گذشته، وضعیت فعلی بیماری و یا وضعیت آینده بیمار باشد.
برخی از نشانه ها دلالت بر وضعیت مزاجها داشته و بعضی حاكی از تركیب مزاجها می باشند.
نشانه های مزاجها ده گونه می باشند:
1) لمس: لمس افراد دارای مزاج معتدل ، معتدل است و در مورد افراد دارای مزاجهای غیر معتدل، لمس به سمتی می گراید كه مزاج بدان سو منحرف شده است.
2) گوشت، چربی و پیه: فزونی آنها حاكی از رطوبت مزاج و كمی مقدار آنها ناشی از خشكی مزاج است.
3) مو: زیادی، زبری، مجعد بودن و سیاهی آن ناشی از حرارت و خشكی مزاج و عكس صفات مذكور حاكی از سردی و رطوبت مزاج می باشد.
4) رنگ بدن: سفیدی رنگ دال بر سردی مزاج و چیرگی بلغم است. سرخی رنگ بدن حاكی از گرمی مزاج و غلبه خون بوده و تركیب آن دو (سرخ و سفید) نشانه اعتدال مزاج است. تیرگی رنگ پوست (سبزه بودن) دال بر گرمی مزاج، زردی پوست نشانه گرمی مزاج و غلبه صفرا و یا كم خونی (مانند آنچه كه در افراد تازه بهبود یافته مشاهده می گردد) می باشد. تیرگی پوست حاكی از سردی بیش از حد مزاج و غلبه سوداست.
5) ساختار كلی اندامها: به عنوان مثال فراخی سینه، درشتی رگها و مشخص بودن آنها حاكی از گرمی مزاج و عكس این صفات حاكی از سردی آن است.
6) نحوه پاسخ به محركها: سرعت پاسخ به هر یك از موارد چهارگانه (گرما، سرما، رطوبت و خشكی) دال بر غلبه مزاج مربوطه است.
7) عملكردهای طبیعی: كامل بودن این عملكرد ها حاكی از اعتدال مزاج و نقص آنها حاكی از سردی مزاج می باشد. از بین رفتن یا اختلال آنها نشانه گرمی مزاج، سرعت آنها نشانه گرمی مزاج و كندی آنها ناشی از سردی مزاج است.
8) خواب و بیداری: خواب زیاد ناشی از رطوبت و سردی مزاج و بیداری بیش از حد نشانه گرمی و خشكی مزاج می باشد. بدیهی است كه اعتدال در خواب و بیداری، حاكی از اعتدال مزاج است.
9) فضولات بدن: فضولات پر رنگ و دارای بوی تند، حاكی از گرمی و عكس آن نشانه سردی مزاج است.
10) واكنش های روانی: قوت، سرعت و زیادی آنها نشانه گرمی مزاج، كندی آنها حاكی از سردی مزاج، ثبوت و پردامنگی آنها حاكی از خشكی مزاج و عدم ثبات و زوال سریع آنها نشانگر رطوبت مزاج می باشد.
نبض، ادرار و مدفوع در شمار نشانه های حاكی از وضعیت كلی بدن هستند.
نبض نوعی حركت حاصل از انقباض و اتساع سرخرگها است كه به منظور رساندن هوای تازه به روح و خارج كردن فضولات بدن(مواد زاید موجود در خون) صورت می گیرد:
علامات مربوط به نبض ده گونه اند:
1)مقدار آن: كه خود نه نوع می باشد.
2)كیفیت زنِش: كه قوی، ضعیف یا متوسط است.
3) سرعت حركت: كه تند، كند و یا متوسط است.
4) سختی: كه سخت، نرم و یا متوسط است.
5) فاصله بین نبض ها : كه همگن ، ناهمگن و یا متوسط است.
6) دمای محل لمس نبض: كه گرم، سرد و یا متوسط است.
7) پری نبض، كه پر، تهی و یا متوسط است.
8) همسانی نبض: كه ممكن است همسان یا ناهمسان باشد.
9) نظم نبض: كه ممكن است همسان منظم و یا غیر منظم باشد و همانگونه كه ملاحظه می گردد ، می توان این نشانه ها را زیر مجموعه ای از نشانه قبلی دانست و بدین ترتیب انواع نشانه های نبض به نه عدد محدود می گردد.
10) آهنگ نبض: كه در این مورد باید گفت نبض یا خوب و نیك آهنگ است و یا آنكه بد و یا ناهماهنگ است.
نشانه های ادرار هفت گونه می باشند:
1)رنگ ادرار
2)قوام ادرار
3)شفافیت و كدورت ادرار
4)بوی ادرار
5)كف روی ادرار
6)رسوب
7)میزان ادرار
در مورد نشانه های مدفوع باید گفت که مدفوع طبیعی، آتشی كمرنگ بوده و شدت رنگ آن حاكی از افزایش حرارت و غلبه صفرا می باشد. حال آنكه كاهش شدت رنگ نشانه گوارش ناقص و نیز سردی مزاج است. مدفوع سفیدرنگ حاكی از غلبه بلغم، یا وجود گرفتگی در مجرای صفراوی می باشد و پیش آگهی قولنج و یرقان است. مدفوع چسبناك و چرك آلود، نشان دهنده گشوده شدن دمل در دستگاه گوارش بوده، و در بسیاری از موارد مدفوع افراد كم تحرك كه ورزش نمی كنند ، چرك آلود می باشد.
الموجز فی الطب، ابن النفیس، لجنه احیاء التراث الاسلامی، قاهره ( AH1422 )
خواص درمانی ترنجبین
راستشو بخواین نمیدونم مطالب این وبلاگ تا چه حد بدردتون می خوره لطفا نظر بدید تا بتونم بهتر از پسش بر بیام
خواص درمانی ترنجبین
ترنجبین یا ترانگبین ماده شیرینی است که از گیاهی بنام خارشتر گرفته می شود خار شتر گیاهی است که به حالت خودرو یافت می شود که در کوهپایه های تمام ایران وجود دارد ساقه های این گیاه خاردار سخت و سبز رنگ بوده و گلهای آن کوچک و قرمز است با وجود اینکه خارشتر در همه جای ایران می روید ولی در همه جا ترنجبین از آن بدست نمی آید.
فیتو شیمی چیست ؟
فیتوشیمی دانش بررسی و مطالعه تركیبات شیمیایی گیاهی است. به بیان دیگرمی توان گفت شاخه ای از علم شیمی است كه موضوع آن، مطالعه تركیبات شیمیایی گیاهان است. از جمله این تركیبات، متابولیت های ثانویه گیاهی است. در مفهومی اختصاصی تر، فیتوشیمی با شیمی گیاهان دارویی مرتبط است و در طول قرون متمادی بسیاری از تركیبات گیاهی نقشی اساسی درصنایع داروسازی داشته اند. تكنیك های رایج دراین علم عبارتند از: استخراج و جدا سازی، تغلیظ، آنالیز و تكنیك های كروماتوگرافی و الكتروفورزكه در نهایت شناخت فرمولهای دقیق ساختاری و مسیرهای بیوسنتزی را امكان پذیر می سازد. شواهد فیتوشیمیایی از جمله شواهد و صفات مورد استفاده در طبقه بندی های فیلوژنتیكی هستند، به گونه ای كه در گونه های دارای قرابت و خویشاوندی با یكدیگر، تركیبات مشابهی یافت می شود اما همیشه نیز این گونه نیست.
فعالیت های گیاهان دارویی در بدن انسان
Here are some descriptions of herbal actions in the body.
Adaptogen: Substances which put the body into a state of non-specific heightened resistance in order to better resist stress and adapt to extraordinary challenges. Ashwagandha, Cordyceps, American Ginseng, Panax Ginseng, Siberian Ginseng, Gotu Kola, Maca, Reishi, Schizandra, Shiitake, Suma.
Alterative: An herb that will gradually restore the proper function of the body and increase health and vitality. Sometimes referred to as blood purifiers. Alfalfa, Black Cohosh, Blue Flag, Blue Violet, Boneset, Buckthorn, Burdock, Cleavers, Echinacea, Fringetree, Golden Seal, Gotu Kola, Kelp/Bladderwrack, Licorice, Oregon Grape, Pau d' Arco, Pipsissewa, Poke Root, Prickly Ash, Red Clover, Sarsaparilla, Sheep Sorrel, Stillingia, Tayuya, Wahoo, Wild Indigo, Yarrow, Yellow Dock.
Analgesic/Anodyne: Analgesics or Anodynes are herbs that reduce pain. Chamomile, Chaparral, Dong Quai, Hops, Passion Flower, Reishi, Valerian, Venus' Flytrap.
Anthelmintic: Herbs that work against parasitic worms which may be present in the digestive system. Black Walnut, Helonias, Quassia, Sheep Sorrel, Wormwood.
Antibacterial: Herbs with properties that can inhibit bacterial growth. Blessed Thistle, Cloves, Echinacea, Kelp/Bladderwrack, Licorice, Lomatium, Osha,
Antibilious: Herbs that help the body to remove excess bile. Barberry, Dandelion, Fringetree, Golden Seal, Wild Yam, Wormwood.
Anticatarrhal: Herbs that help the body reduce excess mucous and phlegm. Echinacea, Elderberry, Golden Seal, Marshmallow, Oregon Grape, Poke Root, Uva Ursi, Wild Indigo, Yarrow.
Antiemetic: Herbs that reduce the feeling of nausea and can help to relieve or prevent vomiting. Atractylodes, Barberry, Cloves, Fennel, Oregon Grape.
Anti-inflammatory: These herbs help the body to combat inflammations. Ashwagandha, Bilberry fruit. Blue Violet, Calendula, Cat's Claw, Chamomile, Cleavers, Devil's Claw, Dong Quai, Fo-Ti, Licorice, Lomatium, Reishi,
Antilithic: Herbs that prevent the formation or help remove stones or gravel in the urinary system Sheep Sorrel, Uva Ursi.
Antimicrobial: Herbs that can help the body destroy or resist pathogenic micro-organisms. Calendula, Cat's Claw, Cloves, Echinacea, Licorice, Lovage, St. John's Wort, Usnea, Uva Ursi, Wild Indigo, Wormwood.
Antineoplastic: Having the specific action of inhibiting and combating tumor development. Blue Violet, Chaparral, Cleavers, Red Clover, Reishi, Sheep Sorrel, Shiitake, Venus' Flytrap.
Antioxidant: An antioxidant is a substance capable of eliminating hydroxyl free radicals. Bilberry fruit, Cat's Claw, Chaparral, Ginger, Panax Ginseng, Ginkgo, Kelp/Bladderwrack, Schizandra.
Antirheumatic: Herbs used to relieve or protect against rheumatism. Blue Cohosh, Cat's Claw, Chaparral, Celery, Dandelion, Kelp/Bladderwrack, Poke Root, Sarsaparilla, Wild Yam.
Antiseptic: Herbs that can prevent, resist and counteract putrification. Bilberry fruit, Black Walnut, Chamomile, Cloves, Echinacea, Hops, Red Clover, Sheep Sorrel, Uva Ursi, Wild Indigo, Yarrow.
Antispasmodic: Antispasmodics can prevent or ease spasms and cramps in the body. Black Cohosh, Blue Cohosh, Boneset, Chamomile, Cramp bark, Culver's root, Dong Quai, Fennel, Helonias, Licorice, Motherwort, Passion Flower, Red Clover, Skullcap, Stillingia, Valerian, Wild Yam.
Aphrodisiac: Herbs used to stimulate sexual passion. Catuaba, Damiana, Maca, Muira Puama, Schizandra, Suma, Yohimbe.
Aromatic: Herbs that have a strong and often pleasant odor and can stimulate the digestive juices. Angelica, Celery, Chamomile, Cloves, Fennel, Ginger, Valerian.
Astringent: Astringents contract tissue and can reduce secretions and discharges. Bilberry fruit, Blessed Thistle, Calendula, Cleavers, Cramp bark, Golden Seal, Hops, Kola nut, Muira Puama, Pipsissewa, Red root, Sheep Sorrel, Slippery Elm, Squawvine, Stillingia, St. John's Wort, Suma, Turkish Rhubarb, Uva Ursi, Yarrow, Yellow Dock.
Bitter: Herbs that taste bitter act as stimulating tonics for the digestive system. Barberry, Blessed Thistle, Buckthorn, Burdock, Cascara Sagrada, Chamomile, Golden Seal, Osha, Quassia, Wormwood.
Cardiac Tonic: Cardiac tonics are herbs that act beneficially on the heart. Cat's Claw, Fo-Ti, Hawthorn, Kelp/Bladderwrack, Motherwort, Reishi.
Carminative: Carminatives are rich in volatile oils and expel gas from the stomach and bowels. Angelica, Celery, Chamomile, Cloves, Fennel, Ginger, Hops, Prickly Ash, Sheep Sorrel, Turmeric, Valerian, Wormwood.
Cathartic: In large doses cathartics purge the bowels and stimulate glandular secretions. Barberry, Blue Flag, Buckthorn, Cascara Sagrada, Culver's root, Turkish Rhubarb.
Cholagogue: Herbs that stimulate the release and secretion of bile from the gall bladder. They also have a laxative effect on the digestive system. Barberry, Blue Flag, Calendula, Culver's root, Dandelion, Fringetree, Golden Seal, Milk Thistle, Oregon Grape, Turmeric, Wahoo, Wild Yam, Yellow Dock.
Demulcent: Herbs that are usually rich in mucilage and can soothe and protect damaged or inflamed tissue. Fenugreek, Licorice, Marshmallow, Slippery Elm.
Depurative: Depuratives are herbs that remove impurities and cleanse the blood. Alfalfa, Black Walnut, Blessed Thistle, Blue Flag, Blue Violet, Buckthorn, Burdock, Culver's root, Dandelion, Elderberry, Gotu Kola, Oregon Grape, Pau d' Arco, Red Clover, Sarsaparilla, Stillingia, Tayuya, Watercress, Yarrow, Yellow Dock.
Diaphoretic: These herbs will aid the skin in the elimination of toxins through perspiration. Angelica, Blessed Thistle, Black Cohosh, Boneset, Calendula, Chamomile, Culver's root, Elderberry, Fennel, Ginger, Osha, Prickly Ash, Sarsaparilla, Stillingia, Yarrow.
Diuretic: Herbs that increase the flow of urine and help in the removal of toxins from the system. Angelica, Astragalus, Atractylodes, Blue Flag, Blue Violet, Buckthorn, Burdock, Celery, Chaparral, Cleavers, Dandelion, Fringetree, Gotu Kola, Guarana, Hawthorn, Helonias, Kola nut, Marshmallow, Pipsissewa, Sarsaparilla, Saw Palmetto, Sheep Sorrel, Squawvine, Uva Ursi, Wahoo, Yarrow, Yerba Mate.
Emetic: Emetics are herbs th